| چهارشنبه 26 تیر 1398 | 23:09
سرزمین رمان |sarzaminroman.ir|
قصر رمانها با اتاق هایی که ژانر های مختلف دارند

با احساس جای خالی مت لای پلکانم را باز کردم. نور نارنجی رنگ یخچال از اتاق هم قابل مشاهده بود.
 نگاهی به لیوان روی میز کنار تخت انداختم خالی بود؛ لیوان را برداشتم و به سمت یخچال رفتم.
به مت که رو به یخچال و پشت به من ایستاده بود گفتم:
_مت می شه بطری آب رو بدی؟
مت بی حرف بطری را برداشت و بدون برگشتن بطری رو به دستم داد .
لیوان را سر کشیدم با احساس تلخی آب را به بیرون تف کردم از دیدن مایع سیاه رنگی که از دهنم بیرون ریخت هینی کشیدم و گفتم :
_لعنتی این دیگه چه کوفتی بود؟
با صدای باز شدن در دستشویی که کنار در ورودی قرار داشت از ترس دست مت را گرفتم با احساس سردی دستش گفتم :
_مت تو حالت خوبه؟
_با کی حرف می زنی مل؟
با شنیدن صدای مت که از دست شویی بیرون امده بود، پایین اومدن فشار خونم و ضعفی را احساس کردم دهانم را باز کردم تا مت را صدا بزنم که دست سرد دیگرش را دور گردنم پیچاند.
صدای خس خس از گلویم خارج شد. چشمانم سیاهی رفت و دنیا برایم تمام شد.

مارا در تلگرام دنبال کنید
میزان رضایت خود را بیان کنید
Our Reader Score
[Total: 1 Average: 3]
5+
  • 243 روز پيش
  • YAME
  • 473 بار بازدید
  • 2 نظر
https://sarzaminroman.ir/?p=562
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
آتوسا رازانی
جمعه 25 آبان 1397 | 11:44 بعد از ظهر

بسی جالب بود

1+

[پاسخ]

You
جمعه 28 دی 1397 | 11:18 قبل از ظهر

خیلی عالی بود ادامه بدهههههه بازم بنویس 🐙💧

0

[پاسخ]

نام

ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)

وبسایت

آمار سایت
  • 3
  • 380
  • 93
  • 2,870
  • 512
  • 18,375
  • 66,644
  • 276,314
  • 48,760
  • 2,673
کاربران آنلاین
کاربران: 11 کاربر مهمان, 1 ربات
آخرین نظرات
  • مهدیه : سلام خسته نباشید نویسنده عزیز لطفا پارت گذاریتون رو به موقع انجام بدین انتظار گذ...
  • نسیم : شرمنده تونم دوست عزیزم بیشتر از ده پارت آماده است اما نتم ضعیفه و سایت دیر میاد...
  • سجاد رشیدی : سلام به این ایدی مراجعه کنید @sajjadrashidi76 ایدی تلگرام با تشکر...
  • زهرا : سلام منم گیخوام رمان بنویسم ایده هم دارم و میخوام تو همین سایت به صورت انلابن با...
  • مهرنوش : سلام دوست عزیزم شما که باز بدقولی کردین. لطفا اگه آماده نیست بهمون بگین که منتظر...
  • Sara : من از اواخر جلد یک با مریم همراه بودم و این همراهی واقعا برام لذت بخش بوده و هست...
  • سوگند : سلام. رمانتون خیلی قشنگه! ولی، ادامه اش رو کجا می تونم بخوانم؟...
  • سجاد رشیدی : سلام دوست عزیز وقتتون بخیر خیر این رمان نویسنده داره به صورت آفلاین ادامه میده ا...
  • Qpsg : دوستان عذر میخوام برای ادامه رمان حتما باید عضو کانال تلگرام بشیم؟؟؟ من خیلی وقت...
  • شهره : مرسی از معرفی رمان های جذاب شما...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان |sarzaminroman.ir| " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده