| چهارشنبه 26 تیر 1398 | 16:57
سرزمین رمان |sarzaminroman.ir|
قصر رمانها با اتاق هایی که ژانر های مختلف دارند

معجزه_حیات

part2

+سلین وایسا ببینم ،سلین ماشین رو نگه دار
-ببخشید آیلین بدوید‌ دیگ

به زور خودمون رو تو اتوبوسی که جا نبود راه دادیم
یه خانوم داد زد
آقای راننده چرا سوار میکنی؟

+جا هست دیگه، وایسا دیگه دارم له میشم راه بیافتین‌

موقعه پیاده شدن از بچه ها خداحافظی کردم با دو خودم رسوندم به جایی که با استاد قرار داشتم

_سلام استاد ،وای ببخشید باز دیر کردم

+اشکالی نداره سلدا جان من هم تازه اومدم. خوب مستقیم میرم سر موضوع
یه کار هست… آشپزیه‌ جزئیاتشو‌ نمیدونم ولی دنبال هنرجوی آشپزی هستن که یه کار نیمه وقت بهش بدن

_ من برم صحبت کنم پس

+فقط سلدا جان شما زیاد سر کلاس ها نمیومدی فکر نکن حواسم نیست و اینکه این کار با اینکه پاره وقته ولی یه آدم منظم میخوان

_آره استاد درسته بعضی وقتا یه مشکلی پیش میومد،استاد الان که ترمم‌ رو تازه تموم کردم تا ترم بعد هم یک ماه میکشه میتونم تو این یک ماه همیشه برم‌

+باشه آدرس رو میفرستم برو حرف بزن
اما ازت خواهش میکنم کارت رو جدی بگیر،کاری نکن جلوشون‌ شرمنده بشم

_خیالتون‌ راحت بهم اعتماد کنید

+ببینم چه میکنیا.. واسه من آدرس رو فرستادن ،من با جزئیات بیشتر واست میفرستم

از استاد خداحافظی و تشکر کردم و به همون آدرسی که واسم فرستاده بود رفتم‌

_اوه اوه عجب خونه ای نماش‌ خیلی قشنگ بود

با صدای نگهبان در برگشتم سمتش

-مریم خانوم اینجا هستن

_خیلی ممنونم

به سمت منشی صاحب همون خونه رفتم

_سلام

+سلام خانوم محمدی،خوش اومدید منم داشتم رزومه شما رو نگاه میکردم

یدفعه عین چی بلند شد و گفت

+اگه توافق کنیم یه قرار داد میبیندم
راجب کار حرف بزنیم؟

_بفرمایین‌

از من جلوتر رفت منم همینجوری مات داشتم جلوم رو نگاه میکردم که با صدا کردن فامیلیم برگشتم سمتش

_بله،بله منم دوست دارم بدونم کارم چیه

+قراره به عنوان سرآشپز در آشپزخونه محلا‌ خانوم کار کنید

_سرآشپز؟

+بله اعتراضی دارین؟

_دارم،یعنی منظورم اینه که دوست دارم جای شلوغ کار کنم

+ما داریم یه کار بهتون پیشنهاد میدیم که وقتی محلا‌ خانوم هستن بیاین غذاشون رو درست کنید برید

_فکر نکنم کار جذابی باشه

+هفته ای…. میگیرین‌ هزینه ایاب و ذهابم‌ پرداخت میشه و بیمه هم میشین‌ اما اگه بازم مردد هستین تصمیم با خودتونه‌

_نه نه فکر کنم خوب باشه

+اوکی تجربه کسب میکنید مطمعنا اما اگه بتونید مدت زیادی اینجا دوام بیارید

یعنی چی مگه چند نفر اومدن رفتن؟

زنه انقدر حرف زد راجب ریئیسش که آره آدم سخت گیره و … خلاصه پشیمون شدم
تصمیم گرفتم یه کار دیگه پیدا کنم
از مریم خانوم خداحافظی کردم و بهش بگفتم نمیتونم این کار رو قبول کنم اونم چیزی نگفت

  1. سوار تاکسی شدم و راهی خونه شدم
میزان رضایت خود را بیان کنید
Our Reader Score
[Total: 0 Average: 0]
1+
https://sarzaminroman.ir/?p=3596
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام

ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)

وبسایت

آمار سایت
  • 0
  • 2,528
  • 453
  • 2,393
  • 485
  • 20,316
  • 67,800
  • 275,592
  • 48,608
  • 2,673
کاربران آنلاین
کاربران: 14 کاربر مهمان
آخرین نظرات
  • مهدیه : سلام خسته نباشید نویسنده عزیز لطفا پارت گذاریتون رو به موقع انجام بدین انتظار گذ...
  • نسیم : شرمنده تونم دوست عزیزم بیشتر از ده پارت آماده است اما نتم ضعیفه و سایت دیر میاد...
  • سجاد رشیدی : سلام به این ایدی مراجعه کنید @sajjadrashidi76 ایدی تلگرام با تشکر...
  • زهرا : سلام منم گیخوام رمان بنویسم ایده هم دارم و میخوام تو همین سایت به صورت انلابن با...
  • مهرنوش : سلام دوست عزیزم شما که باز بدقولی کردین. لطفا اگه آماده نیست بهمون بگین که منتظر...
  • Sara : من از اواخر جلد یک با مریم همراه بودم و این همراهی واقعا برام لذت بخش بوده و هست...
  • سوگند : سلام. رمانتون خیلی قشنگه! ولی، ادامه اش رو کجا می تونم بخوانم؟...
  • سجاد رشیدی : سلام دوست عزیز وقتتون بخیر خیر این رمان نویسنده داره به صورت آفلاین ادامه میده ا...
  • Qpsg : دوستان عذر میخوام برای ادامه رمان حتما باید عضو کانال تلگرام بشیم؟؟؟ من خیلی وقت...
  • شهره : مرسی از معرفی رمان های جذاب شما...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان |sarzaminroman.ir| " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده