| چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۸ | ۰۶:۰۸
سرزمین رمان |sarzaminroman.ir|
قصر رمانها با اتاق هایی که ژانر های مختلف دارند

خلاصه:
دختری بی گناه و پاک که باباش خلافکاره و مجبوره اون زندگی رو تحمل کنه ولی صبر هم حدی داره و این دختر قصه ی ما طاقتش تموم میشه و تصمیم میگیره دوباره با تموم تهدیدهایی که باباش کردش یکی از دخترارو فراری بده اما اینبار همراه با خودش…
پارت اول
با صدای جیغ دختری از خواب پریدم، وای خدا باز سوژه ی جدید.
با سردرد شدیدی که گرفته بودم از جا بلند شدم، خدایا اینم زندگیه که ما داریم؟ آرزو به دل موندم یک روز با آرامش از خواب بیدار بشم و به کارام برسم ولی زهی خیال باطل، این آرزو رو باید با خودم به گور ببرم.
با صدای در اتاق به خودم اومدم و موهام رو مرتب کردم و اجازه ی ورود به شخصی که پشت در بود رو صادر کردم ،اکرم خانوم وارد شد، با ورودش لبخند روی لب هام نقش بست تنها کسی بود که توی این عمارت به من آرامش می داد و با تمام وجودم دوستش داشتم و همیشه سعی می کرد کاری کنه که جای خالیه مادرم رو حس نکنم، ولی خب چه می شه کرد هیچکس مادر نمی شه، لبخندی به روم زد و گفت
-صبحت بخیر دخترقشنگم
بوسه ای رو گونش کاشتم و گفتم
-صبح شماهم بخیر اکرم جون
-پاشو عزیزم آقا کارت داره
هوفی کردم و گفتم:
-باز مورد جدیدی آوردن نه؟
با ناراحتی سری تکون داد و گفت
-آره نامردا دختر طفلکو انقد کتک زده بودن که خون بالا میاورد فکر کنم دختره می خواسته فرار کنه و اینا هم گرفتنش
کتکش زدن
سری تکون دادم و گفتم
-باید براشون درس عبرت بشه که انقد راحت دل به یک پسر نبندن و باهاش بیان خونه
-چی بگم مادر،دخترا خیلی احساسین همین که دوبار پسرا قربون صدقشون برن دیگه زود دل میبندن و اون پسر براشون با همه فرق داره
-حالا بریم ببینم بابا باهام چیکار داره
سری تکون داد و باهم از اتاق خارج شدیم، با رسیدن با اتاق بابا اکرم خانوم رفت و من با کمی مکث در زدم و با اجازه ی بابا وارد شدم
-سلام
سرش رو بلند کرد و با غرور نگاهی بهم انداخت و به نشونه ی سلام سر تکون داد
-سوژه ی جدید رو دیدی؟
-بله
-وای به حالته یکتا این دختره رو بخوای فراریش بدی به روح مادرت
نزاشتم ادامه بده و بین حرفش گفتم
-لطفا اسم مادر منو نیار بابا
با اخم گفت
-به هر حال حواست باشه که این دفعه خودتم با این دخترا راهیه اون ور می شی
پوزخندی زدم و از اتاق خارج شدم

1 2 3 4 5 6بعد

مارا در تلگرام دنبال کنید
میزان رضایت خود را بیان کنید
Our Reader Score
[Total: 2 Average: 3.5]
3+
https://sarzaminroman.ir/?p=5446
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آمار سایت
  • 0
  • 1,385
  • 265
  • 2,561
  • 504
  • 20,921
  • 91,148
  • 377,494
  • 68,423
  • 2,673
کاربران آنلاین
کاربران: 3 کاربر مهمان, 1 ربات
آخرین نظرات
  • 20 so : پس کی پارت میزارید؟...
  • مهرنوش : ۱۰ روز ۱۰ بار پارت گذاری...
  • مهرنوش : سلام عزیزم اگه اینترنت با نفت هم کار میکرد حداقل توی این ۱۰ ، ده بتر پارت گذاری...
  • فاطمه : من این جلدو دوس نداشتم...
  • فاطمه : جزء قوی ترین رمانایی بود ک خوندم مخصوصا جلد ۳ قلم نویسنده در حدی خوب بود که من و...
  • فاطمه : زیاد خوشم نیومد موضوع کپی رمان گناهکار بود و قلم ضعیفی داشت و به نظرم خشونت علیه...
  • Ariyanaz : رمان عالی و متفاوتی بود خیلی کنجکاو شدم ببینم پایانش چی میشه 🔥👿...
  • pejhvak : عالی بود♥ حرف نداشت❤...
  • مهلا.ب : ممنونم عزیزم لطفا رمان های دیگم رو حتما دنبال کنید😗❤...
  • لیلا : سلام قشنگه گلی...
شبکه های اجتماعی
برای ارتباط با مدیر سایت و انجمن با آیدی تلگرام @sarzaminromanSupport در ارتباط باشید با تشکر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان |sarzaminroman.ir| " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده