| چهارشنبه 26 تیر 1398 | 16:58
سرزمین رمان |sarzaminroman.ir|
قصر رمانها با اتاق هایی که ژانر های مختلف دارند
بنام دوست نام داستان:وصال ابدی با صدای ترمز ماشین ساکت شدن.نفس تو سینه هاشون حبس شده بود. سارا نفس عمیقی کشید و گفت:خدا بهمون رحم کرد. امیر علی سری تکون داد و گفت:میگم شلوغی نکن همینه دیگه. سارا با اخم صورتشو سمت پنجره گرفت و گفت:یه هفته دیگه عروسیمونه.باید شاد باشیم مگه ما چند بارعروسی میکنیم آخه. امیرعلی با لبخند گفت:چشم خانومم.شادی کنیم.ببخشید من دیگه چیزی ...
بسم الله الرحمن الرحیم نام رمان مملو از تهی برای سومین بار نگاهی به ساعت مچی دستم کردم بله طبق معمول مریم خانم دیر کرده بود. فقط پنج دقیقه به شروع کلاس مونده بود. شوتی به سنگ ریزه ی جلوی پام زدم، کوله ی سنگین روی شونمو جا به جا کردم و به درخت رو به روی نگهبانی تکیه دادم بلکه خانم از راه ...
  • 240 روز پيش
  • آتوسا رازانی
  • 1,565 بار بازدید
  • 12 نظر
مریم خانم بالاخره بعد از چند ساعت نقاشی روی صورت بنده رخصت دادن خودمو تماشا کنم . با ذوق چشامو باز کردم و به چهره ی توی آینه چشم دوختم. دیدن چهره ی مزین شده ...
  • 248 روز پيش
  • آتوسا رازانی
  • 625 بار بازدید
  • 2 نظر
بسم الله الرحمن الرحیم معدن آرامش اتوسارازانی صدای موزیک بلند کردم. زیک زاکی قدم برمیداشتم وبا خواننده زمزمه میکردم. همه میگن روت حساسم اخه توفرق داری واسم دورخودم میچرخیدم وسرمست با آوای خواننده فریاد میکشیدم.. روی ابرا بودم تا اینکه با صدای زنگ خونه،مجبورشدم ابرا رو ترک کنم و به زمین فرود بیام. شالمو از رخت اویز برداشتم ؛کج وکوله سرم کردم وصدای موزیک کم. با بازشدن در ...
  • 250 روز پيش
  • آتوسا رازانی
  • 961 بار بازدید
  • 12 نظر
آمار سایت
  • 0
  • 2,529
  • 453
  • 2,393
  • 485
  • 20,317
  • 67,801
  • 275,593
  • 48,608
  • 2,673
کاربران آنلاین
کاربران: 15 کاربر مهمان
آخرین نظرات
  • مهدیه : سلام خسته نباشید نویسنده عزیز لطفا پارت گذاریتون رو به موقع انجام بدین انتظار گذ...
  • نسیم : شرمنده تونم دوست عزیزم بیشتر از ده پارت آماده است اما نتم ضعیفه و سایت دیر میاد...
  • سجاد رشیدی : سلام به این ایدی مراجعه کنید @sajjadrashidi76 ایدی تلگرام با تشکر...
  • زهرا : سلام منم گیخوام رمان بنویسم ایده هم دارم و میخوام تو همین سایت به صورت انلابن با...
  • مهرنوش : سلام دوست عزیزم شما که باز بدقولی کردین. لطفا اگه آماده نیست بهمون بگین که منتظر...
  • Sara : من از اواخر جلد یک با مریم همراه بودم و این همراهی واقعا برام لذت بخش بوده و هست...
  • سوگند : سلام. رمانتون خیلی قشنگه! ولی، ادامه اش رو کجا می تونم بخوانم؟...
  • سجاد رشیدی : سلام دوست عزیز وقتتون بخیر خیر این رمان نویسنده داره به صورت آفلاین ادامه میده ا...
  • Qpsg : دوستان عذر میخوام برای ادامه رمان حتما باید عضو کانال تلگرام بشیم؟؟؟ من خیلی وقت...
  • شهره : مرسی از معرفی رمان های جذاب شما...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان |sarzaminroman.ir| " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده