| یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸ | ۰۹:۱۸
سرزمین رمان |sarzaminroman.ir|
قصر رمانها با اتاق هایی که ژانر های مختلف دارند
دوخط موازی هیچوقت بهم نمی رسن.ما دو خط موازیی بودیم که سرنوشت برایمان اینگونه رقم زد...قرار نبود عاشق هم شویم.اما عشق که دلیل و منطق نمی شناسد...ازکجا معلوم شاید دو خط موازی هم عاشق هم شوند. کم حرف شده بود, بیشتر اوقات را در اتاق می گذراند. از زندگی خسته بود . خسته.... مادر وارد اتاق شد مثل چند وقت اخیر ...
  • 52 روز پيش
  • یاسمین ابراهیمی
  • 168 بار بازدید
  • یک نظر
گاهی دنیا بی رحم تر از آدم ها عمل می کند. گاهی می بر شخصی را عزیز ترین کس دیگری است. دنیا بی رحم تر از خیال من و تو است. از پنجره خیره به بیرون بود. غرق در فکر و خیال... دستی روی شانه اش نشست, برگشت و با لبخند لب زد: مادر جون چرا از زیر اون دستگاه میاید ...
  • 57 روز پيش
  • یاسمین ابراهیمی
  • 109 بار بازدید
  • یک نظر
به نام خدا نام داستان: شاید یک خطر نام نویسنده: فاطمه احمدی بند بادکنک ها را در دستم می چرخانم، عجیب این گرمای تابستانه طاقت فرسا شده است. عرقم را با پشت دست پاک می کنم. از پیاده راه گز رفتن خسته می شوم. به سمت ایستگاه تاکسی می روم. راننده ای که خودروش اول صف بود با صدایی کلفت می گوید: 《آرامگاه می ری؟ بیا سوار شو ...
بنام دوست نام داستان:وصال ابدی با صدای ترمز ماشین ساکت شدن.نفس تو سینه هاشون حبس شده بود. سارا نفس عمیقی کشید و گفت:خدا بهمون رحم کرد. امیر علی سری تکون داد و گفت:میگم شلوغی نکن همینه دیگه. سارا با اخم صورتشو سمت پنجره گرفت و گفت:یه هفته دیگه عروسیمونه.باید شاد باشیم مگه ما چند بارعروسی میکنیم آخه. امیرعلی با لبخند گفت:چشم خانومم.شادی کنیم.ببخشید من دیگه چیزی ...
آخرین نظرات
  • نگارسلیمانی : خیلیییییییییی رمان قشنگی بود فقط زودتر پارت بزارید عالی بود حرف نداشت متیناجونم...
  • نگارسلیمانی : ای وای الان فهمیدم که دلنشوته اس نه رمان ببخشید به هر حال بهترین دلنوشته بود که...
  • نگارسلیمانی : خیلی قشنگ واقعا خوب بود فقط میشه بگید اسم نویسنده این رمان چیه و یا حتی این مقدم...
  • نگارسلیمانی : خیلیییییی رمان بدیه این رمان کپی رمان رقاص های شیطون رمان قبلیتون البته نمی دونم...
  • نگارسلیمانی : خیلی خیلی خیلی خیلییییییییییی بد بود خیلییییی بی معنی بود😕😕😕😕😕...
  • نگارسلیمانی : این جلدش برام جالب نبود...
  • Reyhane : تو رووو خداا کاملش کجاس...
  • Reyhane : وایی تو رو خدااا بگید کاملششش کجاسسسس من خیلیی کنجکاووو شدم...
  • Reyhane : وایی تو رو خدااا بگید کاملششش کجاسسسس من خیلیی کنجکاووو شدم...
  • نگارسلیمانی : ببخشید ولی اخلاقای که این مرد داشت میشه گفت یک وحشی نه یک مغرور واین رمان کپی رم...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان |sarzaminroman.ir| " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده